مامان لیلی و بابا علی با آراد و آرین جون

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «کار و زندگی در ارمنستان» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : مامان لیلی و بابا علی با آراد و آرین جون و چند روز مانده به 96 و مسافرتهای کوتاه 95 و از فردا مدرسه و کار و زندگی

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت مامان لیلی و بابا علی با آراد و آرین جون دسترسی پیدا کنید

مامان لیلی و بابا علی با آراد و آرین جون

سلام سلام سلام من اومدم زود یه سری مطلب بگم و برم ادامه عکسای مسافرت اردبیل بعد از اردبیل یه سفر یه روزه تو 21 ماه رمضون با دایی فریبرز اینا رفتیم انزلی که واقعا خوش گذشت ولی عکس نگرفتیم. اما دیروز دوباره تو مرداد ماه به خاطر اینکه به دلیل بارندگی ها هوا خنک بود رفتیم انزلی دیدن عمو جمال...

ادامه مطلب

چند روز مانده به 96

سلام به همه گل مامانها و گل دخملها و کاکل زری پسرها و البته بابا هامن که دیگه کلی خجالت زدم و اصلا وقت نمیکنم بیام.از ماه اخیر بگم که کلا مشغول خونه تکونی بودیم و من وبابایی بازم دست به کارهای عجیب زدیم و تخت اتاق خوابو رنگ کردیم.پدرمون دراومد.اما در کل اخرش با بقیه تغیراتی که دادیم خستگیمون دراومد ...

ادامه مطلب

مسافرتهای کوتاه 95

سلام سلام سلام من اومدم زود یه سری مطلب بگم و برم ادامه عکسای مسافرت اردبیل بعد از اردبیل یه سفر یه روزه تو 21 ماه رمضون با دایی فریبرز اینا رفتیم انزلی که واقعا خوش گذشت ولی عکس نگرفتیم. اما دیروز دوباره تو مرداد ماه به خاطر اینکه به دلیل بارندگی ها هوا خنک بود رفتیم انزلی دیدن عمو جمالپور اینا و کلی هم خوش گذشت.هوا روز اول بارونی بود. اما فرداش خوب بود رفتیم دریا. خب در ادامه اینکه برای کارای سنجش آراد یه نصفه روز تومدرسه بیاضیان با مامان بزرگ معطل شدیم و اخر هم واکسنتو نزدن بنده خدا مامان بزرگ هم خسته شد.حالا این هفته تعطیلی بابایه برای این کار باید ببره آراد رو. درضمن گرفتن لوازم اتحریر و کیف و کفش و سفارش روپوش هم با خودشه..... الان پست 81 رو مینویسم و تصمیم دارم بعد از پست 100 دیگه یه بکآب بگیرم و وبلاگ رو تعطیل کنم. مگه روزمرگی ما هم یه تکونی به خ...

ادامه مطلب

از فردا مدرسه

...

ادامه مطلب

کار و زندگی

سلام به همگی دوستان و آشنایان نی نی ها و کودکان و مامان و بابا ها خدا رو شکر میکنم که قسمت شد تا یه بار دیگه وبلاگ 7 ساله مون رو آپ کنم و خوشحالم که ایندفعه برخلاف دفعه های قبلی فرصتی دست داده تا یه کم بیشتر حرف بزنم و از خودمون بگم. راستش تو این مدت وارد مرحله جدید از زندگیمون شدیم و اون رفتن آراد جونم به مدرسه ست که باخودش تغییراتی از جمله نحوه نقل و انتقالات از مدرسه به خونه و بالتبع اون تغییرات در نظام رفت و آمدی ماداشته و البته تغییراتی که باید در برنامه کاری خودم تو خونه میدادم که به همه چیز برسم. تا بچه ها شامشونو سر وقت بخورن و بخوابن تا فردا مخصوصا آراد سر کلاس احساس کسالت نکنه و تا حالا که خوب بوده. آراد جون مامان هم پسر خوبیه و بغییر بعضی اذیت ه...

ادامه مطلب